بیمه پاسارگاد
صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

بمناسبت سالروز شهادت شهدای دولت؛
درسهایی از شهیدان رجایی و باهنر
8. شهريور 1396 - 10:48
کد مطلب: 71858
در این یادداشت سعی شد با گرامیداشت یاد و خاطره شهید رجایی و باهنر، درسهایی از آن دو دولتمرد شهید برای دولتمردان و مسئولان کشور بیان شود.

به گزارش پایگاه خبری آوای ماغر/ یادداشت:آغاز هفته دولت که یاد آور فدا کاریهای فرزندان پاک نهاد و گرانقدر انقلاب و احیا کننده روزهای پرشورخدمتگذاری شهیدان رجایی و با هنر است را به شما عزیزان خصوصا کارمندان و زحمت کشان صدیق نظام جمهوری اسلامی تبریک عرض میکنم.

به مناسبت انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال 1360 و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد.

در تاریخ هر ملت، فراز و نشیب‌هایی وجود دارد که تعیین کننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت است. نظام جمهوری اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) و جان فشانی فرزندان فداکار این مرز و بوم، بزرگ ترین بخش تاریخ ما به شمار می‌آید. در این میان، شهادت رجایی و باهنر، فصلی از شهادت را به نام «هفته دولت» در تاریخ انقلاب می‌گشاید و علت نام گذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت و مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرال ها بر کشور، عهده دار امور شد.

آشنایی بیشتر با این دو اسوه ی خدمت رسانی:

رجایی و باهنر از زبان هم رزم

مقام معظم رهبری درباره ویژگی های اخلاقی شهیدان رجایی و باهنر می فرماید: «شهید باهنر، مرد بی‌تظاهری بود که هیچ کس از ظاهر آرام او نمی فهمید در باطن و ذهن و اندیشه مواج او چه می گذرد. وی یکی از متفکرین و تئوریسین‌ها و ایدئولوگ‌های انقلاب بود. نوشته های زیادی داشت و کتاب‌های زیادی را تنظیم کرده بود....ارتباطات نزدیکی با شهید مطهری و شهید بهشتی داشت و هر دوی اینها، برای عظمت فکری و قدرت تفکر عملی او ارزش زیادی قائل بودند... نقش شهید رجایی و باهنر در افشا نمودن ماهیت لیبرالی و منافقانه بنی صدر، بسیار برجسته بود. البته شهید رجایی در درجه اول و بعد هم شهید باهنر در این مورد نقش داشتند.شهید رجایی با صبر خود و متانت و حوصله عظیم و با قبول دردها و رنج های قلبی و غیر قابل افشایی که داشت، توانست ـ با تعبیر خود من ـ با نرمش قهرمانانه ای، بنی صدر خائن را افشا و رسوا کند و به زمین بکوبد».

کارنامه رجایی و باهنر

زمانی که دولت شهید رجایی از مجلس رأی اعتماد گرفت و کار خود را شروع کرد، مردم ناراضی و نگران از عملکرد دولت موقت، در پی نخست وزیری می گشتند که عقده قلب آنها را بگشاید و به انقلاب شور و هیجانی دوباره ببخشد. این در حالی بود که یک خط لیبرالیستی خطرناک در زیر نقاب ها و حجاب های گوناگون، می کوشید انقلاب اسلامی را از مسیر خود منحرف کند، آن را از حرکت باز دارد و به نابودی بکشاند اما خوشبختانه شهیدان رجایی و باهنر توانستند عشق و ایمان را به مردم ارزانی کنند و خدمات شایانی به همه مردم به ویژه محرومان ارائه دهند که برکات آن تا کنون نیز ادامه دارد.

ارزیابی حادثه شهادت

مقام معظم رهبری، یک سال بعد از شهادت رجایی و باهنر، در مورد ارزیابی این حادثه می فرماید: «ما امروز از این حادثه درس می گیریم که ضد انقلاب برای پیشبرد اهداف خودش، حاضر است چهره هایی به قداست رجایی و باهنر را به آن شکل فجیع نابود کند. ما می فهمیم که ضد انقلاب با چهره های منافقانه ای حاضر است در همه جا و حتی اتاق کار شهید رجایی نفوذ کند و به این وسیله، جنایتی را انجام دهد؛ در صورتی که شهید، با همه زیرکی و هوشیاری او را نشناسد و چهره منافقانه او را نتواند تشخیص دهد. ما این حادثه را در تاریخ گذاشتیم، اما یک بایگانی بسته و متروک نیست، بلکه هر لحظه در مقابل چشم ماست و باید از آن عبرت بگیریم و همچنان که بارها گفتیم، خودمان را برای سرنوشت افتخارآمیز و غرورآمیز این دو شهید عزیز آماده کنیم».

پیام امام(ره) به مناسبت شهادت

امام خمینی رحمه الله به مناسبت شهادت شهیدان رجایی و باهنر فرمود: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند.آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند».

شهید باهنر و رسالت وسایل ارتباط جمعی:

هر كسی كه خبری می دهد، قضاوت می كند، تحلیل می كند، اول باید رسالت و مسئولیت خود را دربرابر انقلاب احساس كند ، ما نباید آن خفقان ها، نكبت ها و خواری ها را در رژیم گذشته فراموش كنیم.

شهید باهنر و نسل جوان:

امروز هم انتظار از این نسل پاك و معصوم می رود كه خودش را از آلودگی حفظ كند و بداند كه سم پاشیهایی در جامعه وجود دارد . در جبهه های محروم كوشا باشند و خود را بسازند و آماده كنند برای اداره آینده جمهوری اسلامی، كه آینده تاریخ نگران این نسل هوشیار انقلابی است.

شهید باهنر ورسالت مقام معلم:

 معلم ِ مكتبی ، كسی است كه خوب تدریس كند، نظم وانضباط را دقیقاً رعایت كند و در انجام وظایف خود، كوتاهی نكند وبرخوردش با دانش آموزان ازنظر اخلاقی، برخوردی اسلامی باشد. درعین حال باید فكر و اندیشه اش در جهت اسلام و معیارهای ارزشی اسلام باشد. به انقلاب ، مؤمن باشد و انقلاب اسلامی را كه خون بهای هزاران شهید است، پذیرفته و از مفاسد اخلاقی ، پیراسته باشد.

شهید باهنر و قانون:

چیزی كه مهم است و رعایت آن پیام خون شهیدان را مسجـّل می كند، رعایت شدید مرزهای قانون و حركت در محدوده اختیارات است نه بیش از آن.

شهید باهنر و جهاد علمی:

اسلام اصیل برای گسترش علوم و تشویق به اندیشه تحقیق، تفكر و كاوش های بیشتر ، وارد عرصه خواهد شد و ما در آینده محیط بهتری برای تلاش های علمی خواهیم داشت.

شهید باهنر و تربیت نسل آینده:

آیا وقت آن نرسیده است كه بدانیم در مقابل انقلاب ، رسالت بزرگی داریم، مسئولیت هایمان زیادتر شده و وظایف بیشتری داریم. انقلاب و شكوفایی آن، رسالت ساختن و پرداختن و پیراستن فرزندانمان را به عهده ما گذارده است .

شهید باهنر و روشنفكران:

روشن فكر به اصطلاح اسلام آن انسانی است كه اندیشه اش آزاد از هواها و هوس ها و آزاد از كوران های تند ، آزاد از خودباختگی ها در برابر قدرت ها و در برابر رهاوردها، آزاد از هوس بازی ها و سود پرستی های درونی ، آزاد از گرایش های قطبی در محیط ، بتواند بیندیشد . فكر كند وحقیقت را كشف كند و واقعیت را بفهمد.

شهید باهنر و پیام انقلاب:

انقلاب و پیام انقلاب ما پیام عدالت ، برابری ، برادری ، خداپرستی ، آزادی ، پیام شرف و مبارزه با ظلم و طاغوت و آزادی انسان های مستضعف جهان از زیر ظلم طاغوتیان و استكبار جهانی است.

شهید باهنر و مدارس:

تا مدارس ما اصلاح نشود انقلاب ما ضمانتی برای تداوم ندارد.

شهید باهنر و انسان سازی:

این نیروهایی كه ساخته می شود به هراندازه كه خوبتر ساخته بشود سرمایه جامعه ماست، سرمایه انقلاب ماست، سرمایه راه ماست، هر چه انسان های پاك تر، جدی تر، خالص تر، با ایمان تر و فداكارتر بسازیم، سرمایه خود ماست و سرمایه آینده ماست چون جان ماست، هویت ماست، همه چیز ماست بنابراین این مراقبت ها ، این محاسبه ها ، این تصفیه ها و این تزكیه های درونی لازم است.

شهید باهنر و دانشگاه:

 هدف دانشگاه های ما باید ساختن انسان ها [و] ، بارور كردن فكر و اندیشه آنها باشد، به گونه ای كه انسان الهی بتواند در اینجا شكوفا بشود و ساخته بشود و راه برای تكامل و كمال و پرزدنش به سوی فضائل معنوی و كمالات لایتناهی انسان باز باشد. انسان در بـُعد ملكوتیش تجلی كند و آنچه را كه اسلام به عنوان معیارهای اصلی انسان می شناسد اینها را بارور كنیم.

شهید باهنر و امام راحل:

او چنان اوج روحی به انسان می داد كه احساس می كردیم دیگر تهی از تمامی این تعلقات مادی می باشیم و پروازی روحی بما دست می داد.

شهید باهنر وسیاست خارجی :

آنچه مبنای كار ما قراردارد اینست كه نوع رابطه ما با كشورهای غربی یا با هر ابرقدرتی ، رابطه سلطه گر و سلطه پذیرنباشد، رابطه ابرقدرت با یك محكوم نباشد. ما در صدد نفی روابط نیستیم ، ما كه نمی خواهیم در دنیا منزوی باشیم، این اصلا مسئله ای عادلانه نیست و با هیچ منطقی درست نیست و قطع رابطه یا منزوی شدن برایمان مطرح نیست مگر اینكه در زمینه ای قطع سلطه با قطع رابطه مرتبط باشد.

شهید باهنر و نفی سلطه:

ما معتقدیم كه باید در سطح بین المللی روابطی عادلانه و هماهنگ و متقابل بین كشورها وجود داشته باشد. با رابطه ای كه براساس سلطه و دخالت نابجا باشد به شدت مخالفت می كنیم، بنابراین ما با هر ابرقدرتی كه بخواهد به غارتگری و نفوذ در نهادهای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ما بپردازد، مبارزه خواهیم كرد و در برابر هر قدرت و یا ابرقدرتی كه بخواهد رابطه حاكم با محكوم و غارتگر با ستمدیده را داشته باشد به مبارزه برمی خیزیم. برای ما مسئله شرق و غرب مطرح نیست، برای ما مسئله حقوقی ملی وانسانی و آزادی و استقلال مطرح است.

شهید باهنر ورسانه ها:

رسانه های گروهی ، نیروی بزرگی در خدمت یك نظام هستند ونفعشان از ارتش هم برای حفظ یك نظام و گسترش آرمان های آن مهمتر است.

شهید رجایی و كشاورزان:

 دولت با عزم راسخ ، مصمم است كه جامعه مصرف زده و طاغوت زده را به یك كشور تولید كننده بدل سازد. برای این كار دست استمداد خود را به سوی زحمتكشان و دهقانان مسلمان دراز می كنم.

قلب من همواره برای دهقانان و روستائیان زحمتكش و مسلمان و انقلابی می تپد. من بر دست های پربركت و پینه بسته آنها كه با خلوص به تولید مشغول است، بوسه می زنم.

شهید رجایی و هنر:

 هنر وقتی شایسته صفت " مردمی" است كه منعكس كننده خواست ها و آمال انسانهای محروم و ستمدیده باشد.

شهید رجایی و شهادت:

ما را هراسی از مرگ نیست.

شهید رجایی و معلمی:

من از آموزش و پرورش نمی روم ولو اینكه به من اجازه بدهند بیایم در یك مدرسه ای جارو كنم یا فقط تخته پاك كنم. به نظر من اگر در مملكت خدمتی معنی دارد، معلمی است.

شهید رجایی و وحدت:

این را بارها تكرار كرده ایم كه جامعه ما به آنچه نیاز دارد، نقاط مشترك اصولی است ، نه نقاط مورد اختلاف.

شهید رجایی و قانون:

 تاریخ ، این قضاوت را خواهد كرد كه من در برابر اولین رئیس جمهوری كه به تجاوز از اصول قانون اساسی برای كسب قدرت بیشتر تمایل فراوان داشت، ایستادگی و مقاومت كردم. من اگر در برابر این جریان ناحق ، مقاومت نكنم در پیشگاه خدا و مردم مسئول هستم.

شهید رجایی و انتقاد سازنده:

من امیدوارم كه در آینده ، كشور ما به صورت یك خانواده بزرگ درآید كه انتقادمان از هم و خدای نكرده بدگویی هایمان از هم و یا بی اطلاعی مان از قوانین ، دقیقاً در رابطه با افراد یك خانواده باشد كه اشتباه می كنند ولی هرگز سوء ظن و كینه ای به یكدیگر ندارند و ما در حال تشكیل یك چنین خانواده ای هستیم.

شهید رجایی و رهبری:

طبیعت حكومت ما این است كه رهبر حكومت یك انسانی است كه وقتی به اوج قدرت می رسد و همه مردم در مقابلش خضوع می كنند، می گوید من خدمتگزار شما هستم.

شهید رجایی و شكنجه ها:

من زمانی در زندان كارتر و دولت آمریكا ، زندانی و تحت شكنجه بودم و حال بعد از چهار سال آثار آن هنوز بر بدنم نمایان است. من كه در سن چهل سالگی زندان بودم، دو سال تمام ضربات شلاق های كارتر را در پای خود احساس می كردم( دراین هنگام رجایی آثارشكنجه ها را بر پایش به خبرنگاران نشان داد) بدانید كه من ، هنگامی كه ضربات شلاق بر بدنم می خورد و وقتی ناخن هایم كشیده می شد و تحت شكنجه های شدید روحی قرار داشتم، خانواده ام از حال من بی اطلاع بودند و نمی دانستند در كجا هستم.

شهید رجایی و تكنولوژی:

ما طالب زندگی سالم و مستقلی هستیم. از تكنولوژی به عنوان پیشرفت بیشتراستقبال می كنیم. اما این تكنولوژی را با از دست دادن استقلال و عدم وابستگی ِ خود ، نخواهیم پذیرفت.

شهید رجایی و عدالت اسلامی:

رسالت ما دستگیری از مستضعفین و رساندن آنان به حد عدالت اسلامی است.

شهید رجایی و معیارها:

ما برای درك انقلابی بودن افراد ملاك و معیار داریم و آن اسلام و امام است.

شهید رجایی و غرب زده ها:

انقلاب ما فرمول هایی دارد كه مخصوص خودش است. ما حرفهایی داریم كه به حرف فرنگی ها شباهت ندارد قبلی های ما خیال می كردند كه برای موفقیت باید خودشان را به فرنگی ها شبیه كنند و خیلی هم در این راه سرمایه گذاری كردند ولی هم آنها و هم معاصرین ، دریافتند كه اسلام مكتبی است كه در تمام زمینه ها دارای دستورالعمل است و اگر این دستورالعمل ها درست به كار گرفته شود، قدرت اجرایی جهانی دارد.

شهید رجایی و تخصص بدون تعهد:

آمریكا پس از شكستی كه از انقلاب اسلامی ما خورد چگونگی حاكمیت معیارهای مكتبی و اسلامی را بر جامعه ، افكار و مردم مسلمان متوجه شد و به دنبال یك مجرای نفوذی و ارتباط دیگری می گشت، تا بتواند خمیرمایه اصلی انقلاب اسلامی كه همانا بر ایمان و تقوی و معیارهای مكتبی حاكم بر جامعه است، دست یافته و نفوذ كند، لذا به دنبال كسانی رفت كه وجودشان پرازمعیارهای غربی بوده و از این جهت بهترین راه را همان طرح مسأله ی " تخصص " یافته و مطرح كرد.

شهید رجایی و خداترسی:

من كه نخست وزیرهستم فكر می كنم كه خداوند بزرگترین جایی را كه در جهنم ممكن است، برای نخست وزیر آماده كرده، به خاطر اینكه هر جمله ای كه می گوید و هر حركتی كه می كند با سرنوشت 36 میلیون انسان پیوند دارد.

شهید رجایی و آزادی:

ما آزادی را بر مبنای آنچه كه قرآن به ما اجازه می دهد قبول داریم و بر اساس آن نیز عمل می كنیم. ما آزادی در محدوده مكتب را قبول داریم و از نظر اسلامی آزادیم تا بنده خدا باشیم.

شهید رجایی و توسعه:

برای تداوم انقلاب احتیاج به كار و تولید بیشتر از یك سو و هزینه و مصرف كمتر از سوی دیگر می باشد، انقلاب فقط با شعار و تظاهر، قوام و تداوم نمی یابد.

شهید رجایی و تشریفات:

من با تشریفات مخالف هستم.

امام خمینى (ره)؛ رهبر کبیر انقلاب، دورى مسؤولان ایران اسلامى را از رفاه و تجملات و ثروت ها، لطف الهى دانسته و مى فرماید:

« اگر یک حکومتى، ارزشهایش ارزشهاى انسانى، اخلاقى و اسلامى باشد (و) بخواهد خدمت به نوع خودش بکند و خودش را خدمت گزار بداند، قهراً ملت با اوست و قهراً یک قدرت خارجى نمی تواند او را تحت تاثیر قرار بدهد».

مولى الموحدین، امام على (ع) در قالب نامه اى به مالک اشتر، خطاب به همه دولت مردان اسلامى درباره تکبر و غرور ریاست چنین هشدار مى دهد:

«اگر با مقام و قدرتى که دارى، دچار تکبر و یا خود بزرگ بینى شدى، به بزرگى حکومت پروردگار که برتر از توست بنگر که تو را از آن سرکشى نجات مى دهد و تندروى تو را فرو مى نشاند و عقل و اندیشه ات را به جایگاه اصلى باز مى گرداند».

و اما هفته دولت، فرصتى است تا اندکی تامل کنیم و به آن چه در گذر شتابزده زمان پنهان مانده، نظر افکنیم. باید رنج و تلاش مسوولان متعهد کشور را ارج نهیم، خدمت هاى نادیدنى دولت مردان خدمتگزار و صاحب منصبان درد آشنا را سپاس گوییم و به همه تلاش گران و زحمت کشان نظام جمهورى اسلامى خسته نباشید بگوییم.

یادداشت از: حجت الله خوب پور- کارشناس ارشد مدیریت دولتی و استاد دانشگاه و از پرسنل دانشگاه پیام نور لیکک

انتهای پیام/

نظرات کاربران

آخرین عناوین