صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

12. آبان 1395 - 1:49
کد مطلب: 70418
همه ما در زندان­هایی مانند نژاد، جنسیت، مرزجغرافیایی، ملیت، قوم، مذهب، عقیده، عرف و سنت اسیر هستیم ؛عواقب این بندها معضلاتی به وجود می آورد که برای حل آن شیوه های خاص خود را نیاز داریم.

پایگاه خبری آوای ماغر /زندان تاریخ و نزاع­ دسته جمعی- سید مهدی اسعدی خوب دانشجوی دکترای توسعه:موضوع نوشتار را با یک سوال آغاز می­نماییم ؛آیا کسانی که در نزاع­های دسته جمعی و قومی مشارک دارند، انسان­های متوحش ، سنتی و غیرمتمدن هستند؟؟؟

 

در این نوشتار به دنبال پاسخ این سوال بوده تا با دلیل روشن نماییم که اصلا چنین نیست و این یک نگاه بسیار سطحی و غیرعلمی به داستان می­باشد و بین ما با این انسان­ها تفاوت آنچنانی وجود ندارد.

 

انسان یک موجود تاریخ­مند است و در طول تاریخ افراد نادری مانند پیامبران و متفکران بزرگ توانستند از زندان تاریخ رهایی یابند و افق دورتری را دیده و اندیشه و رفتاری فرا تاریخی و جغرافیایی داشته باشند. به عبارتی توانسته­اند برخی از بندهای این زندان­های متعدد را باز نموده و افق دید آنها شعاع وسیع­تری را ببیند.

 

به عبارتی می­خواهم به این نکته بپردازم که همه ما در زندان­هایی اسیر هستیم. زندانی­هایی که مارا احاطه کردند عبارتند از: نژاد، جنسیت، مرزجغرافیایی، ملیت، قوم، مذهب، عقیده، عرف و سنت.

 

انتظار می­رود خواننده عزیز این نوشتار همین الان کمی تأمل نماید و حقیقتا توجه نماید که خود الان در کدام یک از این زندان­ها هستند. در واقع شما در زندان­هایی هستید که خود شما در ایجاد آنها و ساختن این میله­ها نقشی نداشته و قبل از شما  بوده و پیشینیان برای شما ساخته­اند. همانطور که شما در زندان ملیت و قومیت و مذهب و جنسیت و نژاد هستید، سایر مردم هم نسبت به زندان­های خود حساس هستند و بر روی آنها تعصب خاصی می­ورزند. ریشه بسیاری از اختلافات بشری در همین موضوع است که هر مذهبی و ملتی و نژادی خود را برحق و برتر دانسته و خودبرتربینی دارد، در صورتی که هیچ استدلال منطقی گواه بر این امر نیست. البته بگوییم منظور من نسبی­گرایی در حقیقت دین نیست، بلکه مراد من واقعیت یک اجتماعی است که فعلا در جهان حاکم است.

 

یکی از بزرگترین رسالت­های پیامبر اسلام (ص)، همین موضوع بود که این بندها ی زندان­های بشریت را پاره کند و شاخص انسانیت و اخلاق و به تعبیر کلام قرآن، تقوا و پرهیزگاری را معیار این چارچوب قرار داد و همین است که در کنار پیامبر از وحشی آفریقایی تا ایرانی زرتشتی و مصری و یهودی و مسیحی و عرب و گدا و غنی مشاهده می­شود.

 

به قول اقبال لاهوری، رسالت پیامبر اسلام را فراتر از نژاد و ملیت می­داند، زیبا سروده است:

گر نسب را جزو ملت کرده ای               رخنه در کار اخوت کرده ای

در زمین ما نگیرد ریشه ات                  هست نامسلم هنوز اندیشه ات

عشق ورزی از نسب باید گذشت              هم زایران و عرب باید گذشت

هرکه پا در بند اقلیم و جد است             بی خبر از لم یلد لم یولد است

اصل ملت در وطن دیدن که چه               باد و آب و گل پرستیدن که چه

برنسب نازان شدن نادانی است               حکم او اندر تن و تن فانی است

 

باری، موضوع این است که همه ما در زندان­هایی از تاریخ و جغرافیا و سنت­ها و عرف قرار داریم که فرار از این زندان­ها بسیار سخت و در واقع یک انقلاب درونی و عصیان علیه خویش و این قالب­های تاریخی است. در همین رسم و رسومات سنتی یا انتخابات و روابط، ما همه اسیر قالب­هایی هستیم که گسیختن آنها، موجب طرد و منزوی شدن فرد خواهد شد.

 

چرا در چنین مواقعی اغلب افراد از روی تعصب قومی و قبیله­ای و بدون طرفداری از حقیقت، وارد نزاع شده و تعصب برادری و قومی جای حقیقت را می­گیرد؟

 

نزاع­های قومی تقریبا نمونه کوچکی از نزاع­های ملی و کشوری است. همانطور که اگر یک کشور بیگانه با ملیت عرب یا یهود به کشور ایران حمله کند و همه ما با جان و دل از مرز و ملیت و مذهب خود دفاع می­کنیم، بنابراین در نزاع بین دو قوم هم داستان همین است و وقتی یک شخص از قومی مورد ظلم قرار گیرد، بقیه قوم هم به پشتیبانی و حمایت بلند خواهند شد.

 

در جواع محلی و قومیتی، سنت­ها و ارزش­های خاص خود حاکم می­باشد و یک شخص تمام هویت و پایگاه و منزلت اجتماعی خویش را از قوم خود می­گیرد و در واقع فرد جزئی از اندام­واره جمع بوده و تابع سنت و رسم و عرف قوم خود می­باشد.

 

اینکه ما بخواهیم رسم و رسومات یک قوم و قبیله را برداریم و همه را در ترازوی دیگری بسنجیم، به بیراهه رفته ایم.

 

در جوامع محلی اگر کسی از طایفه و قوم خود و مسائل مربوط به تبارش جدا گردد، یعنی هویت و پایگاه اجتماعی خود را از دست می دهد. همین هویت و پایگاه اجتماعی موجب وابستگی و جمع­گرا و تابع و سازگار شدن فرد با آن گروه مرجع می­گردد.

 

از جمله مصائب و عواقب این نوع  نگرش و شیوه زندگی، گاها وقوع نزاع های دست جمعی در میان این جوامع است. که در ذیل، این پدیده و ناهنجاری در بستره تاریخی خود مورد تفحس و واکاوی قرار خواهد گرفت. این چنین گمان نکنید که یک قوم نادان و وحشی و غیرمتمدن هستند، شما اگر کمی عمیق­تر به موضوع بنگرید اگر ما هم جای این افراد باشیم مرتکب همین عمل و رفتار خواهیم شد.

 

 قوم لر از جمله اقوام کهن و ریشه دار، غیور و شجاع بودند و در بسیاری مناطق هنوز به شکل سنتی و عشایری و در کنار هم زندگی می­کنند، این شیوه زندگی یک سری ملزوماتی به همراه خود دارد که نمی توان آن را ملامت و سرزنش کرد. در جوامع محلی و لری، کمتر کسی بدون برادر و طایفه خود به مراسمات شادی و عزا می رود و هر نوع مجالسی و انتخاباتی و بدهی داشته باشند، در کنار هم هستند و از همدیگر حمایت می­کنند. حتی مواقع رأی گیری و انتخابات شورا، کمتر کسی به شایسته­سالاری و تخصص و تعهد نگاه می­کند، بلکه هر شخصی به نماینده طایفه خود رأی می­دهد و اگر چنین نکند از آن طایفه طرد و منزوی خواهد شد.

 

اینکه ما بگوییم همه آن قوم و طایفه نادان و بی­فرهنگ و بی­شعور هستند و چنین برچسب­هایی بزنیم اصلا کار عاقلانه و درستی نیست یک موضوع مهم که نباید غافل بود در جوامع محلی و سنتی، عرف و رسومات بر قانون تقدم دارد و هنوز حرف یک ریش­سفید و فرد رهبر طایفه از حرف یک قاضی یا فرد تحصیلکرده بیشتر مورد پذیرش قرار می­گیرد و مقبولیت دارد.

 

پس نتیجه می­گیریم که آنچه باعث نزاع­های دسته جمعی در شهرستان­های لرنشین می­گردد، نادانی و بی­فرهنگی و عقب ماندگی نیست، بلکه شیوه زندگی، ماهیت تاریخی و فرهنگی این جوامع، وابسته بودن فرد به جمع، مهم بودن پایگاه و جایگاه اجتماعی فرد در بین طایفه خویش می باشد، همچنین درکنار هم زندگی کردن قوم و طایفه که زمینه درگیری و گستردگی نزاع را فراهم میکند.

 

اما در شهرهای کلان، فردگرایی به جای جمع­گرایی حاکم است و زمینه بروز نزاع دسته­جمعی فراهم نیست. در جوامع محلی اگر یک شخص مورد ضرب و شتم قرار گرفت، به جای اینکه از مجاری قانون پیگیری کند، سعی در گرفتن انتقام دارند چون آن را ننگ دانسته و اعتقاد دارند که این ننگ را فقط با اقدام مشابه باید پاک کرد.

در پایان ؛

اگر ما شیوه کتاب خدا و پیامبر بزرگ اسلام را پیش گرفته و چشم حقیقت بین و حق طلب را به جای چشم متعصب قرار دهیم، کاری بس نیکو انجام دادیم و سعی در گسترش اخلاق اسلامی و ایرانی و جوانمردی نماییم و یکی از شرایط لازم برای توسعه هر جامعه­ای، پایبندی به قوانین و قانون­مند شدن مردم می­باشد. لازم به ذکر است که در آیات قرآن کریم به طور صریح اشاره شد که اگر کسی مؤمن و بردار دینی خود را عمدا به قتل برساند، خداوند عذاب سختی برای او در نظر می­گیرد و مجازاتش آتش جهنم است ( سوره نساء، آیه 93).  با توجه به اینکه در چنین جوامعی، عرف و رسومات و قدرت ریش­سفیدان و رهبران محلی بر قانون و مجریان قانون اولویت دارد، بنابراین افراد ریش­سفد و رهبران محلی که پایگاه اجتماعی قابل قبولی بین مردم دارند، از این موقعیت به درستی استفاده و در جهت خیر و اصلاح امور مردم حرکت کنند. همانا در قرآن کریم هم خداوند می فرماید: که اصلاح میان مردم پاداش نیکویی دارد (سوره نساء، آیه 114).  همچنین در سوره آل عمران خداوند پیشنهاد می کند که برخی از شما باید میان خلق را اصلاح نماید و به نیکوکاری دعوت و از بدی نهی کند و این افراد رستگار دو عالم هستند (سوره آل عمران، آیه 104).

 

راهکارهای عملی رفع نزاعهای دسته جمعی: 1. مهاجرت و جابجایی دو گروه طرف نزاع از همدیگر. 2. سرعت گرفتن روند قانونی ماجرا و نتیجه عینی این فرایند قانونی تا مردم مطمئن باشند که قانون حق آنها را دادخواست می­کند. 3. استفاده از قدرت ریش­سفیدان و رهبران محلی.

 

انتهای پیام/

نظرات کاربران

آخرین عناوین