صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

15. دى 1395 - 2:28
کد مطلب: 66907
پاسدار شهید اسفندیار طاهری اولین شهید شهرستان بهمئی و سومین شهید سپاه پاسداران امیدیه در جنگ 8 سال دفاع مقدس بود که زندگینامه و وصایای ارزشمند ایشان می تواند چراغ راهی برای همه نسلها، به خصوص جوانان ما باشد.

به گزارش سایت خبری آوای ماغر،شهید اسفندیار طاهری در سال 1339 در روستای اسلام آباد از توابع شهرستان بهمئی در خانواده ای متدین ومذهبی چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدائی را در روستای کت که مرکز بخش بهمئی بوده است گذرانده ودر دوره راهنمایی به علت نبود مقطع تحصیلی به روستای تشان شهرستان بهبهان عزیمت نمود و سپس جهت ادامه  تحصیل در مقطع متوسطه راهی شهرستان آغاجاری در استان خوزستان گردید.

 

شهید در مدت تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان به دوری از پدر وخانواده سکنی گزید واکثر تابستانهارا به علت فقر ونداری در شرکتها مشغول به کار گری می شد تا این که بتواند خرج تحصیلات خود را فراهم آورد تا سرانجام در سال 1357 در رشته دیپلم تجربی فارغ التحصیل شد.         

                                       

شهید طاهری همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در حالی که در دانشگاه قبول شده بود اما تحصیلات دانشگاهی را ادامه نداد وبه عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان امیدیه در آمد.

 

شهید بانیروهای حزب الهی و انجمن اسلامی شهرستان بهمئی فعالیت های تنگاتنگی داشت و قبل از شکل گیری انقلاب اعلامیه های حضرت امام (ره) را در مرکز بخش (روستای کت) توزیع می نمود تا در نهایت در سال 1360 در عملیات طریق القدس در منطقه بستان به علت اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.

 

وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل صفا کانهم بنیان مرصوص

خدا دوست دارد کسانی را که در راه او جهاد کنند ، با دشمن مقابله می کنند چون سدی آهنین واستوار در صف واحد.

 

قبل از هر چیز پدر ومادر مهربان: همه از آن خدائیم وبازگشت همه به سوی اوست و شما خوب مطمئن هستید که همه ما در این دنیا مسافر هستیم وامروز وفردا باید به جایگاه ابدیمان برویم، جایگاهی که چنانکه اعمال من وتو مورد رضای خدای تبارک وتعالی  واقع شود، در نور الهی قرار می گیریم، در غیر اینصورت، در ظلمت وتاریکی.

 

شما ای پدر ومادر مهربان! چه خوب است این مرگ  قبل از اینکه او به سراغ ما بیاید،  ما از آن استقبال کنیم وسراغ او برویم وشما خوب می دانید مرگ من انتخابی بود وآن چیزی بود که آرزوی نهایی من بود،  آنهم چه مرگی (کشته شدن در راه خدا) .

 

پدر ومادر مهربان همین برای تو بس،  به خدا قسم که خودتان خیلی خوب مرا می شناسید،  این راهی  است که من دعا می کنم که در آن قرار گرفته ام وآرزوی نهایی من بود.

 

پدر بزرگوار فقط ناراحت هستم که نتوانستم زحمتهای پدرانه تورا جبران کنم وخیلی دوست داشتم تا بتوانم جبران زحمات تو را بکنم .

 

راستی که من اگر 60 سال برای تو زحمت بکشم به اندازه یک زحمتی که تو برای من کشیدی ،جبران نمی شود. پدر عزیزم خیلی دوست دارم که در این موقعیت تورا ببینم ولی رسیدن به الله خیلی از دیدنت تو برای من بهتر است .

 

اما تو ای مادر مهربان قبل از هر چیز سلام ودرود گرم برتو ودستهای رنج کشیده تو وشبهایی که من در آن بزرگ شده ام.

 

 خانواده محترم خودم : وظیفه شما در قبال سپاه پاسداران این است که شما هیچ منتی بر سپاه نگذارید ومگویید فرزند ما پاسدار بود،  لذا کاری برایمان انجام بدهید.  من در راه سپاه شهید نشده ام واشتباه نکنید من درراه خدا شهید شده ام وسپاه پاسداران وسیله ای بود که من از آن استفاده کرده ام و اگر سپاه نبود من از راه دیگر می رفتم ووظایف شرعی خودم را انجام می دادم وخدا من را زنده کرده وخودش هم مرا گرفت ودر ضمن سپاه پاسداران حکم خدا را اجرا می کند حتی اگر تمام مردم روی زمین مخالف این حکم باشند. زیرا من وامثال من که شهید می شویم برای اجرای حکم خدا برروی زمین است .

 

والسلام علیکم  ورحمت الله وبرکاته

فرزند شما، اسفندیار طاهری

 

مصاحبه با عبدالرضا دامی،همرزم شهید

 

مخلص،شجاع و بابصیرت بود و  چهره ای نورانی وبهشتی داشت که انسان با دیدار با ایشان شیفتهی وی و راهی جبهه می شد؛ کارش پیامبر گونه ،امام حسین گونه و خالصانه بود.

 

دامی این طور از شهید تعریف می کرد: شهید طاهری فردی باشجاعت،رئوف ومهربان ،نترس و فردی ولایتی وفدایی بودند. ببینید حالت کسی را مجسم کنید که خدمت مقام معظم رهبری شرف حضور می یابد و تحت تاثیر معنویت مقام معظم رهبری قرار می گیرد و بی اختیار گریه می کند، شهیداسفندیار طاهری هم هر کس همدم وهمنشین وی می شد از چهره ی نورانی ومعنوی وی چنان تاثیر می پذیرفت  که از دیدار وی سیر نمی شد . شهید نیرو های زیادی جذب می کرد وروانه جبهه می نمود.

 

بعدازشهیدان ایران پور و حق پرست، سومین شهید سپاه پاسداران امیدیه بود؛ راوی تعریف میکند که شهید چند مترپارچه سبز خریده بود که کسی سر آن پارچه را نمی دانست وهرچه هم بچه ها تلاش می کردند که سر آن را بیابند، نتوانستند تا اینکه در عملیات طریق القدس و  آزاد سازی بستان پارچه سبز را از درون کوله پشتی خویش در آورد و آن را به کمر بست  و شهید شد .                                            

مصاحبه با قدرت الله یوسفی (فرمانده پایگاه شهید طاهری ازرزمندگان 8 سال دفاع مقدس)

کلاس دوم راهنمایی یا سوم راهنمایی درس می خواندم، سطح اگاهی زیادی نداشتم که انقلاب تازه پیروز شده بود. اخبار را از رادیوی کوچکی گوش میدادم .

 

وقتی از مدرسه به خانه برگشتم شب ساعت 20 به اخبار رادیو گوش میدادم .وقتی برای گوش دادن به اخبار دور هم جمع شده بودیم و منتظر خبرهایی از جنگ بودیم که در ابتدای شروع اخبار از رادیوشنیده بودم که عملیات طریق القدس از جنوب کشور آغاز شده که منجر به آزاد سازی شهر بستان وحدود100 روستا شده است.         

 

همه ذوق زده شده بودیم وصبح روانه مدرسه شدیم در راه بچه ها حرف از عملیات می زدند و هر یک چیزی می گفتند تا به مدرسه رسیدیم.بین  ساعت   8 تا 10 صبح بود که دیدم صدای شلیک تفنگ وشیون وزاری برخاست، بعد از معلمان پرس وجوکرده بودیم می گفتند که یک نفر در جنگ شهید شده است .

 

در همان لحظه مدرسه راهنمایی تعطیل شد وما به طرف روستای خویش در حرکت بودیم که میدیدیم سیل مردم همه به سوی روستای ما در حرکت است، وقتی به روستا رسیدیم دیدیم مردم در خانه حاج ماندنی طاهری جمع شدند ،خلاصه متوجه شدیم کسی در صحنه جنگ ونبرد شهید شده است متعلق به روستای ماست.

 

بله اسفندیار طاهری در عملیاتی که ما از اخبار رادیو شنیده بودیم به شهادت رسیده بود  وصبح فردا تشییع جنازه شهید بود.

 

 چون اولین شهید جنگ تحمیلی بود، تمام شهرستان بهمئی آمده بودند .یک تشیع جنازه باشکوهی بود که حدود یک کیلومتر تابوت شهید را مردم روی دست حمل کرده تا چهلمین روز شهادت ایشان، پاسداران وبسیجیان در خانه ی پدر شهید سینه زنی می کردند.

 

خلاصه اینچنین بود که روستای ما اولین شهید شهرستان بهمئی را تقدیم رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) ومردم شریف ایران نموده است. 

 

مصاحبه با علی حسین شجاع ، هم کلاسی  شهید

 

دو کلاس از بنده پایین تر بود، اما از نظر هوش ، عقل وتفکر از همه سرتر بود.        

                                                                      

یک روز وقتی در کَت مشغول تدریس بودیم، با لباس بسیجی آمده بود و تقاضا کردکه یک پایگاه مقاومت بسیج در کت دایر شود که همین اتفاق هم افتاد . سرانجام  این شهید والامقام در عملیات طریق القدس شرکت کرده بود و به عنوان اولین شهید شهرستان بهمئی  به شهادت رسید .

                                                         

انتهای پیام/

دیدگاه‌ها

سلام و درود بر شهید اسفندیار طاهری که مانند اسطوره ای در بهمئی میدرخشد . نه او را دیدم و نه شناختی دارم فقط کوچک که بودم و هنوز به مدرسه نمیرفتم اسم ایشان را به عنوان اولین شهید بهمئی میشنیدم . خوشا به سعادتشان و خداوند خانواده این عزیز را عزتمند نماید .

نظرات کاربران

آخرین عناوین

پربازدیدها