صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

5. بهمن 1393 - 1:02
کد مطلب: 62921
اسلام همواره مردم را به کسب علم و دانش تشویق کرده و آن را در بسیاری از اوقات بر دیگر کارها مقدم دانسته اما چرا جامعه اسلامی از کسب علم و دانش عقب مانده اند و برخی افراد و رسانه ها همواره به دنبال تبلیغ عدم توانایی مسلمانان در کسب دانش و رسیدن به تکنولوژی های روز هستند؟

سایت خبری آوای ماغر:به نقل از فرهنگ نگار، دین به معنای برنامه و روشی برای بهتر زیستن و حرکت به سوی کمال که این راه و روش را خداوند متعال برای انسان بوسیله پیامبران خود نازل کرده و بنابر نص صریح قرآن تنها اسلام نزد خداوند بعنوان دین به حساب می آید و تمام پیامبران نیز بر این دین بوده اند.

 

حال این راه و روش که توسط خاتم رسولان برای راهنمایی و هدایت آورده شده است باید توانایی پاسخ گویی به تمام مسائل بشری را دارا باشد چه آن که در هزار و چهارصد سال پیش و در عهد پیامبر  (ص) به عنوان مسئله روز به حساب می آمد و چه آن چیزی که امروز به عنوان مشکل انسان مطرح می شود.

علم و تکنولوژی در دین اسلام

برخی افراد تصور می کنند که اسلام به مقابله با تکنولوژی می پردازد و پیشرفت را مورد قبول نمی داند اما این طرز تفکر نادرست است زیرا که اسلام همواره مردم را به کسب علم و دانش تشویق می کند و پیشرفت را از نشانه های مومن می داند ولی باید شرطی را رعایت کنند و آن این است که نباید این علم و تکنولوژی او را به سمت غیر خدا سوق دهد و از خداوند غافل کند.

 

برای تایید این گفتار با وجود منابع بالایی از آیات و روایات، به سه روایت مشهور از پیامبر (ص) اشاره می کنیم که فرمودند: «اطلبوا العلم من المهد إلى اللّحد»[1] از گهواره تا گور دانش بجوئيد.

 

ونیز فرمودند: «طلبوا العلم و لو بالصّين»[2] دانش طلب كنيد هر چند در چين باشد.

 

و اینکه : «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»[3] كسب علم و دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. هنگامي به اهميت اين سخن پي خواهيم برد كه توجه داشته باشيم در آن عصر زنان و دختران پَست‌ترين موجود به حساب مي‌آمدند و به تعبير قرآن كريم: «إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ»[4] هر گاه به يكى از آنها بشارت دهند دخترى نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتى) سياه مى‏شود، و مملو از خشم مى‏گردد.

 

پس همانطور که گفته شد نه تنها اسلام هیچ گاه از علم و علم آموزی و نیز پیشرفت که نتیجه علم است، جلوگیری نمی کند بلکه مشوق آن نیز هست و این سخن که می خواهد اسلام را یک دین مخالف با علم و پیشرفت نشان دهد، کاملا اشتباه است.

اسلام و پیشرفت های علمی ناشی از آن                    

 

تشويق و ترغيب پيامبر به كسب دانش و علم تا آن‌جا بود كه فديه آزادي هر يك مشركين اسير شده در جنگ بدر را آموزش خواندن و نوشتن به ده تن از مسلمانان قرار مي‌دهد و تشويق به گسترش علم (كه نقطه آغازين اين راه، توانايي بر خواندن و نوشتن است) از همان ابتداي ورود ايشان به مقر حكومت اسلامي يعني شهر مدينه آغاز گرديد

 

هرچند برخي از نويسندگان سعي كرده اند علومي را به اعراب جاهلي نسبت دهند اما تنها علمي را كه مي‌توان به آنها نسبت داد سرودن اشعاري زيبا است؛ اعراب در اثر تماس با كشورهاي مغلوب كه مردم آن غالبا داراي تمدن‌هاي عالي بودند، ذوق شديد آموختن در آنان بوجود آمد و با گرايش مناطق فتح شده به اسلام و آشنايي مسلمانان با تمدن‌هايي جديد، بدليل ترغيب بسيار اسلام به علم و علم آموزي، دانش به صورت شگرفي ميان مسلمانان رشد و توسعه يافت و اعراب كه تنها هنرشان سرودن شعر بود و تازه مسلماناني كه دين‌شان آنان را به شدت به آموزش علوم تشويق مي‌كرد، به یک باره  در بسياري از علوم زمانه خود سرآمد ديگران شدند كه برای نمونه در ادامه به برخي از آن موارد اشاره خواهيم كرد:

* رياضيات: به طور كلي دستاورد‌هاي رياضيدانان اسلامي را در شاخه‌هاي گوناگون دانش رياضيات چنين مي‌توان عنوان كرد: اصلاح دستگاه عدد نويسي هندي با تكميل حساب دستگاه اعشاري آن، از جمله ابداع كسرهاي اعشاري ؛ بوجود آوردن مفاهيم جديد در تئوري اعداد؛ به وجود آوردن علم جبر؛ كشفيات مهم و جديد در دانش مثلثات و نيز علم كره ها و ابداع روشهاي گوناگون براي يافتن پاسخ هاي عددي معادلات درجه دو و سه. و ...
*نجوم:  امروزه تقريبا اثبات شده است كه كپلر و كوپرنيك پايه گذاران مهم‌ترين كشف نجومي عالم، با عنوان «مدل خورشيدمركزي» منظومه شمسي، در ارائه آراي خود تحت تاثير دانشمندان اسلامي و از همه مهم‌تر خواجه نصير الدين طوسي بوده‌اند.

*علم نحو: به اتفاق همه محققين،‌ واضع «علم نحو» اميرالمومنين علي بن ابي‌طالب بوده كه كليات اين علم را به «ابوالاسود دُوئلي» كه يكي از شاگردان دانشمندش بوده،‌ آموخت و به او فرمود: روي اين اساس آن را تكميل كن. او هم علم نحو را تكميل كرده وبه گروهي از قبيل: عطاء بن ابي الاسود، يحيي بن يعمر، عنبسة بن معدان و ... آموخت.

*طب :دستور العمل هاي فراواني كه در قرآن و متون احاديث اسلامي، درباره رعايت بهداشت و فوايد و يا مضرات پاره‌اي از چيزها آمده آن قدر زياد است كه دانشمندان اسلامي كتاب هاي مستقلي درباره آن ها نوشته‌اند.

دكتر گوستاولبون فرانسوي مي‌نويسد: «احكامي كه در قرآن به نظر مي‌رسد‌ از قبيل: وضو، غسل، تحريم مسكرات، به نهايت درجه حكيمانه و براي حفظ صحت مفيد و نافع مي‌باشند. دستورات و تعليماتي هم كه در اين باب از شخص پيغمبر اسلام رسيده تماما متين و غير قابل اعتراض است». به هر حال اين توجه خاص اسلام به حفظ سلامت و بهداشت به دانشمندان اسلامي ميدان داد در پيشرفت طب و پزشكي،‌ قدم هاي موثري برداشته و آثار گران‌بهايي از خود به يادگار بگذارند كه تا قرن‌ها مورد استفاده مردم اروپا و غرب قرار گيرد.

*همچنين مي‌توان به اين علوم نيز اشاره كرد که همگی به نوعی نشان دهنده تاثیر فراوان اسلام در علم است: جغرافيا، فيزيك، مكانيك، كيميا، فلسفه،‌ منطق، تاريخ، ادبيات، فقه ،‌اصول، كلام، تصوف، عرفان و ... .

چرا می خواهند اسلام را ضد علم نشان دهند؟

با توجه به تاکیدات اسلام بر علم آموزی و نیز شکوهی که از دانشمندان اسلامی در جهان برجای مانده است اما امپراتوری رسانه ای غرب و کسانی که به مخالفت با اسلام برخواسته اند بدنبال القای این شبهه اند که اسلام همواره بر زیستن در گذشته تاکید دارد و علم و دانش را بر نمی تابد.

 

با توجه به مطالب فوق اثبات شد که این سخنان نادرست بوده و همواره اسلام به دنبال تشویق مسلمانان برای کسب علم و دانش هست ولی علت واقعی این شبهه افکنی ها از یک سو و القای عدم توانایی علمی در کشور های اسلامی از سوی دیگر چیست؟

 

امام علی (ع) می فرماید: « العلم سلطان » [5] علم اقتدار می آورد. و دشمنان به این موضوع دست یافته اند که دارنده علم اقتدار بالایی کسب می کند و نه تنها می تواند خود را در برابر دشمنان حفظ کند، می توادن در دیگر کشرها نیز تاثیر فراوانی بگذارد و به نوعی می توان گفت که با کسب علم می تواند بر دیگران حکومت کند؛ پس با جهت دهی به رسانه های خود برای نهادینه کردن واژه نتوانستن جوامع اسلامی در کسب علم سعی در حکومت بر این کشورها را دارند.

 

در طی دوران رنسانس کتاب‌های دانشمندان مسلمان به زبان‌های اروپائی ترجمه شدند و این روند باعث پیشرفت اروپایی‌ها گردید؛ در این دوران بود که مسلمانان دچار جنگ‌های داخلی و حکم‌فرمائی حکام نالایق و سیاست‌های استعماری دولت‌های اروپائی شدند و به‌تدریج از علوم دور ماندند که اکثر مورخین همین عامل را نقطه افول علم در جهان اسلام و علی‌الخصوص ایران می دانند که این مسئله سالیان دراز به طول انجامید و سبب شد تا فکر رسیدن به علومی که غربیان به آن دست یافته اند برای مسلمانان دشوار به نظر بیاید و از این رو اکثرا به سمت مصرف علوم غربی کشیده شده و کمتر به سمت کسب دانش بروند.

 

اما با ظهور انقلاب اسلامی معادلات به کلی تغییر یافت و کشوری که برای تولید نیاز های اولیه خود به دیگران محتاج بود امروزه گام به فضا گذاشته و در زمره محدود کشورهایی است که در حوزه فناوری نانو و سلول های بنیادی قدم های اساسی بر می دارد و به همین سبب برای دیگر مسلمانان جهان الگویی شایسته گردیده است.

 

از این رو تمام تلاش دشمنان این شد که در دل مسمنانا القاء کنند که دین و حکومت دینی نمی تواند در مقامات علمی حرفی برای گفتن داشته باشد و همواره از یک سو با ایجاد تفرقه و جنگ در مناطق مسلمان نشین و از سوی دیگر با مشغول کردن مسلمانان به برخی موارد کم اهمیت، آنها را از رسیدن به این عامل اقتدار آور بازدارند.

 

[1].نهج الفصاحة ص 218.

[2]. الحكم الزاهره، ص 51.

[3].  بحار الأنوار، ج ‏1، ص 177.
[4]. سوره نحل، آيه 58.

[3]. شرح نهج‌البلاغه، ج 20، ص 319

انتهای پیام/

نظرات کاربران

آخرین عناوین