صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

5. اسفند 1393 - 23:35
کد مطلب: 63486
در مقاله پیش رو یک کارشناس ارشد بهداشت و ارتقای سلامت با اشاره به معضل اجتماعی خرافه در جامعه و برشمردن نمونه ای از خرافات ،راهکارهایی را جهت مبارزه با خرافات بیان می کند.
خرافه

سایت خبری آوای ماغر: در این مقاله نویسنده ابتدا به تعریفی از خرافه می پردازد و سپس با آوردن چند نمونه خرافه در جامعه به منشاءخرافات اشاره می کند و راهکارهای مبارزه با این معضل اجتماعی را بیان می کند.

تعریف:

خرافات سخنان پریشان و نامربوط،سخنان بیهوده و پریشان که خوش آیند باشند و سخنان خوش پریشان.(1)

 

در لغت نامه عمید خرافات جمع خرافه به معنای حدیث باطل و سخن بیهوده و یاوه.(2)

 

خرافه" به عبارت دیگر هر نوع اندیشه باطل و خلاف واقع است. معمولاً در خرافه،رویدادها و حوادثی که با هم ارتباط منطقی ندارند،به یکدیگر ربط داده و می شوند و یا علت و معلول یکدیگر دانسته می شوند.(3)

 

در روایتی از رسول اکرم(ص) نقل شده که خرافه مردی از قبایل یمن بود و مدتی توسط اجنه ربوده شده و پس از مدتی به قبیله اش بازگشت و هنگامی که رویدادهای عجیب از زندگی جنیان را بیان کرد،در میان اعراب به شهرت رسید.(4)

 

گستره خرافات

برخی براین نظرند که خرافات مربوط به قشر یا طبقه خاصی نیست،چنان که به نژاد خاصی محدود نمی شود. همه به گونه ای گرفتار خرافات هستند.مردمان جهان را نمی توان به دو گروه خرافاتی و روشنفکر تقسیم کرد،بلکه می توان گفت که آنها به طور کلی بیشتر یا کمتر خرافاتی هستند.نظری به تاریخ گذشته نیز موًید همین نکته است.(5)

 

همه جوامع،سطحی از خرافات را دارا بوده چنانچه در بریتانیا حدود 2000نفر فالگیر حرفه ای وجود دارند...و تخمین زده انددر آمریکا در اوایل دهه  60 میلادی بیش از 1000 نشریه با نزدیک به 20 میلیون خوانندهً ستونهای طالع بینی داشتند.(6)

 

در کتاب دینی زرتشتی و کهن شایست ناشایست. در فرگرد دوازدهم بند 14 چنین آمده است:

 

« یکی این که ایشان را که چاکر1 به زنی باشد و فرزند از او زاید،آن را که نر است اگر مادر او را به پسری بپذیرد نیکو باشد و آن که ماده(دختر) است او را به فرزندی پذیرفتن سودی نیست. (7).»

 

در قرآن مجید می خوانیم:

لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ (الشوری ،49)

از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين. هر چه بخواهد می ‏آفريند. به هر كه بخواهد دختر مى‏بخشد و به هر كه بخواهد پسر مى‏بخشد.

 

از آنجا كه اعراب جاهلى پسر را برتر از دختر مى‏دانستند، خداوند در اين آيه درباره آفرينش هر دو كلمه «يَهَبُ» را به كار برد تا بفهماند پسر و دختر، هر دو هديه‏ى الهى هستند و كلمه «إِناثاً» را مقدّم آورد تا تجليلى از دختر باشد و كلمه «الذُّكُورَ» را با حروف «ال» آورد تا بگويد:آن پسرانى كه شما به آن دل خوشيد، آنان نيز هديه الهى هستند.(8).

 

چند نمونه از خرافات

 اگر کف دست راستتان بخارد پولی نصیبتان می شود و اگر کف دست چپتان بخارد پولی از دست می دهید. (9)
 بلند شدن از رختخواب از سمت چپ یا به پشت باعث بد خلقی در آنروز می شود. (10)
 دیدن یک گربه سیاه در صبح بد یمن است. (11)
 زیاد خندیدن باعث گریه و ناراحتی می شود. (12)
 دیدن کلاغ زاغی نشانه ای از غم و اندوه است(13)
 اگر شخصی خوابی ببیند که دندانش افتاده است یکی از اقوامش خواهد مرد. (14)

اگر در روز اول سال نو لباس جدید به تن نداشته باشد تا آخر سال پول کمی به دست می آورد.(15)

 

خاستگاه خرافات

فیلسوف سرشناس،ارنست هگل،درخصوص پیدایش خرافات و افسانه ها نزد اقوام اولیه بشر معتقد است که مبداًو اصول آنها هم از یک نیاز طبیعی ناشی می شودکه به صورت اصل علت و معلول در قوانین عقلانی بروز کرده و به خصوص این خرافات در اثر حوادث طبیعی مانند زمین لرزه،خسوف و کسوف و دیگر پدیده ها که تولید ترس و یا تهدید خطری را می نماید،ایجاد می شود.(16)

 

یکی از نمادهای ناآگاهی از علل در پدید آیی خرافات،نداشتن درک درستی از علیت است،ویلهلم وونت می نویسد: علیت به معنایی که ما در نظر داریم برای انسان ابتدایی مطرح نیست،اما اگر در هر حال بخواهیم از علیت در محدوده تجارب او گفت و گو کنیم تنها چیزی که می توان گفت این است که وی زیر سلطه جادویی قرار دارد ،و این  نیز خود بر نیروهای عاطفی استوار است نه بر قوانین حاکم بر ارتباط اندیشه ها،علیت اساطیری و جادوی عاطفی را همان قدر میتوان بی تغییر و ثابت فرض کردکه علیت منطقی متکی بر توالی نظام دار ادراک ها و اندیشه ها را پرنوسان  و بی نظم بدانیم.(17)

 

لرد چسترفیلد،در یکی از نامه های خود به فرزند خویش یادآور می شودکه این خرافات ناشی از نادانی یا سفاهت است.(18)

 

دسته ای  از خرافات نیز در اثر اختراع و تحمیل افسانه سرا ،حدیث و اخبارنویس،منجم و پیشگو،جادوگر و دعانویس که به چشم عوام داری قدر و منزلت بوده اند برای استفاده خودشان و گول زدن مردم درست کرده اند و روی آن صحه گذاشته اند و یا اشخاص زرنگ برای استفاده های شخصی  و یا تفریح و جهالت و نوادانی خرافات را وضع کرده اند.(19)

 

بنابراین تنها روح و ونفس بشر علت خرافات نیست بلکه محیط اجتماعی و جغرافیایی و فرهنگ تاثیر مستقیمی در ایجاد و ظهور و ادامه یافتن خرافات دارد.(20)

 

در یک تقسیم بندی کلی در مورد خاستگاه خرافات داریم:

 

1-از نظر روانشناسان ، خرافات در مواقع حساس و لحظه های عدم اطمینان و اعتماد بر آینده بوجود می آیند . مثلاً در ارتباط با مسائلی چون تولد ومرگ و مرض و ... تا از این طریق از اضطراب و تشویش رها شده تسکین خاطری یابند . جادو و جنبل، دعا گرفتن برای علاج بیماران وسیله ای است برای تسکین و احساس آرامش .

اگر بپذیریم که خرافات عامل کاهش دهنده اضطراب است ، بنابراین روشن می شود که چرا طبقاتی از مردم که مدام در معرض خطر قرار دارند از بقیه مردم خرافی ترند و نیز طبق تحقیقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافی ترند . طبقات اجتماعی هر چه پائین تر باشند ، شخص خرافی تر است .اما هر چه تحصیلات عالی تر باشد خرافات کمتر و هر چه هوش بیشتر باشد فرد کمتر خرافی می باشد.(21)

2-از نظر قرآن : خداوند به همه مردم (اعم از مسلمانها و غیر مسلمانها ) فرموده و می گوید :

 

(یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلال اً فی الارض حلال اً طیباً و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین(آیه 168 سوره بقره)مضمون آیه حکمی است که محل ابتلای عموم مردم است ، مثلاً یک عده از مشرکین از چهار پایان ومواد غذایی را بدون جهت و از روی افتراء و دروغ بر خدا ، خود حرام کرده بودند چنانکه از طایفه ثقیف و خزاعه بنی عامر بن صعصعه نقل شده است و در میان مومنان هم بعد از اسلام نیز یک سلسله امور خرافی دیده می شود . که از بقایای دوران قبل از اسلام بود و مطابق قانون وراثت اخلاق وآداب اجتماعی در افکار آنها باقی مانده بود و البته جای تعجب هم نبود زیرا معمولا روشهای نوین دینی یا دنیوی که وارد محیط تازه ای می شوند.

ابتدا متوجه ریشه های روش کهنه شده و آنها را قطع می کنند و چنانچه حیات آن ادامه پیدا کند ( که آن هم در سایه حسن تربیت و حسن قبول میسر است ) به شاخ و برگها می پردازد و آنها را یکی پس از دیگری قطع می کند اما اگر این فرصت را نیابد اصول نوین با بقایای روش قدیم مختلط شده و معجونی می سازد که نه اینست ونه آن .

لذا خداوند متعال دستور داده که از آنچه در زمین است بخورند و با این بهانه ها و افکار خرافی آنها را بر خود حرام نکنند.(22)

 

3- منشاء اساسی همان روح و نفس بشر می باشد که در مقابل هیجانات مختلف واکنشهای متفاوتی از خود بروز می دهد و اگر بشر از قدیم الایام این قدرت را داشت که بطور منطقی هیجانات خود را کنترل کند مسلماً خرافاتی در کار نبود . بطور خلاصه می توان گفت که بشر سه عیب بزرگ داشت : یکی اینکه می ترسید دیگر اینکه زود خیره می شد و حیرت می کرد و سوم آن که نادان بود . (خوف ، حیرت ، جهل ) سه انگیزه اساسی و مهم در افکار و خیالات خرافی است. (23)

 

علل شیوع خرافات

 

حضرت آیه الله مکارم شیرازی در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم،با هشدار نسبت به فعالیت برخی فرقه های انحرافی در جامعه ،خاطر نشان ساختند:خرافه و آمیختگی آن با مذهب،گناهی نابخشودنی است.و بهترین راه مبارزه با خرافات این است که مردم معارف و احکام دین را از فقها، بزرگان دین و سرچشمه های علم بگیرند که در این صورت،به خرافات آلوده نمی شوند.(24)

 

 

در ذیل آیه « و منهم امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی ...» (25) در تفسیر برهان از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که مردی عرض کرد عوام یهود در تقلید از علمای خود چاره ای نداشتند ، چنانکه عوام ما نیز ناچار بی آنکه از حقیقت با خبر باشند از علماء تقلید کنند ؟ امام در ضمن جواب فرمودند : اگر عوام ما از فقها ، فسق ، عصبیت ، بر سر هم زدن برای مال خدا ... ببینند و باز از آنها تقلید کنند مانند عوام یهود هستند . بعد فرموده ، از فقها آنکه پرهیزگار ، حافظ دین مخالفت هوای نفس ومطیع خدا باشد ، بر عوام است که از او تقلید کنند. (26)

 

بررسی شد که محیط جامعه بشری تاثیر مستقیم در ایجاد و پرورش خرافات دارد ، جامعه ایرانی ما طی قرن متوالی سرگذشت ها و احوال و افکار مختلفی همگام با سلائق متفاوتی را سپری کرده است . چیزی که قطعی است نبود تاریخ معین در تعیین عصر شیوع خرافات در ایران است . با شواهدی از تاریخ و قول بعضی از مورخان به اصل مطلب بیشتر قرین می شویم. حمله مغول به ایران به ایران و نابودی هر آنچه در دسترس شان   بود . از جمله آبادیهای بسیاری را ویران کردند . کشتار فجیعی که انجام دادند و دلاوریها و شجاعت های ناب مردم آن عهد درمقابل آن گروه خود بحثی جداگانه است .

 

گرایش به خرافات وجادوگری به منزله عواملی برای مصون ماندن از مصائب وچشم زخمها و ایمن ماندن از بلاهای آسمانی و زمینی چون رعد و برق ، زلزله ، سیل ، قحطی و بیماری درمیان مغولان رواج داشت .

 

و بعید به نظر می رسد در تصادم و برخورد دو اندیشه ، اندیشه های جدیدی ظهور نکند . از طرف دیگر نزاع بین شیعه و سنی و نبود اتحاد بینشان باعث انحطاط بیشتر جامعه شد . به همین جهت جنبش های فکری و اجتماعی این دوران که آمیخته ای از تصوف و تشیع بوده است و از اندیشه های بدعت آمیز همه فرقهای کهن اسلامی و شطحیات غیر صوفیانه و نیز افکار مسیحی و یهودی سودجسته و چنین فرا نموده که قادر به غیب آموزی و پیشگوئی وآینده نگری است که عکس العملی در قبال بیداد حاکمان زمان می باشد .پس معتقدات و افکار، در جامعه ایرانی به دو  شعبه تقسیم   می شود:

1- افکار و اعتقاداتی که ریشه در بین خود مردم دارد .

2- افکار و اعتقاداتی که میراث ملل بیگانه است. (27)

 

اقسام خرافات:
گروهی قائلند با آن که در تاریخ فرهنگ بشری ، خرافه پرستی ، تاکنون جلوه های متنوع و فراوانی داشته واز حد شمار خارج است ، شاید بتوان آنها را از لحاظ اقبال فردی و جمعی اشخاص یا از لحاظ زیانهایی که بطور انفراد یا اجتماع برای بشر داشته اند ، به سه نوع ذیل تقسیم کرد :

 1-خرافاتی که جنبه فردی و عوام پسندانه دارد . این گونه خرافات ، عقایدی واهی را در بر می گیرد ، که افراد یا اقلیتهای خاص در یک جامعه به آن معتقد هستند و طبعاً زیان رفتارهای ناهنجار ونگرانی های برخاسته از آنها ، ضمن آنکه مستقیماً به خود آن اشخاص خرافه پرست می رسد بطور غیر مستقیم دامن اجتماع آنها را نیز می گیرد .

2- خرافاتی که جنبه اجتماعی و سیاسی دارد . مقصود از خرافات اجتماعی ، افکار موهوم و علایق و احساسات غیر منطقی است که اکثریت جامعه به آن معتقد و پا بند می شوند و گاه آنگونه از آنها هواداری میکنند که برای حفظ و بقایشان حاضرند جان و مال خویش را فدا سازند ، زیان این گونه پندارها که غالباً به صورت آرمانهای ملی یا شبه دینی جلوه گر می شود عمومی است بت پرستی و مکتبهای اعتقادی از این گونه است .

3- خرافات سیاسی نیز شامل اندیشه های عوام فریبانه و منحطی است که گروههای افراطی یا احزاب خاص و سیاست مداران  خودخواه  قدرت طلب برای ارضای حس برتری طلبی خویش از آن سود می جویند و با تحریک عواطف بظاهر مقدس اقوام و طوائف، نظیر دفاع از ملیت و آب و خاک و یا با توجیه فرضیه های شبه علمی چون برتری بیولوژیکی نژادها به مقاصد توسعه طلبانه خود جامه عمل می پوشانند. (28)

 

برخی اصطلاحات در حوزه خرافات

شی ء مقدس: مقدس و محترم بود یک شیء اعم از مکان یا شخصی یا چیز دیگر در عرف مردم ریشهً عمیق در اعتقاد را دارا باشد بطوری که برآن شیء مقدس یک قوه فوق طبیعی قابل تصور باشد. (29)

 

اساطیر:جمع اسطوره  کلمه ای است عربی و به معنی افسانه و سخن بیهوده و حکایت باطل و یاوه است.(30)

 

جادوگری: این است که کسی توانایی آن را داشته باشدکه کارهای زیانبار انجام دهد و بر دیگران آسیب رساند(31)

 

افسونگری:یعنی قصد آسیب رسانده به دیگران است و اعمالی از جمله خواندن ورد های جادویی و یا به جا آوردن شعایر مخصوص (32)

 

سحر: کاری است که می توان به وسیله دمیدن و تکرار بعضی کلمات و یا انجام دادن بعضی اعمال قوای فوق العاده عظیم جهان را به نفع خود قضه کند.(33)

 

راه مبارزه با خرافات

در راه مبارزه با خرافات باید روشهای صحیح علمی برگزید و متناسب با نوع خرافه و سطح فکر مردم اقدام نمود. همیشه باید در نظر داشت که در کار اصلاح فکر عوام،به همان اندازه که از عقاید باطل او می گیریم باید به جای آن از عقاید درست در او ایجاد کنیم تا بی عقیده و بی هدف نماند.

 

مبارزه با خرافه پرستی شرایطی دارد که بدون رعایت آن شرایط نه تنها ممکن است نتیجه ای حاصل نگردد بلکه نتیجه عکس دهدو فرد به افکار خرافی خود بیشتر تعصب ورزد،لذا بدون تامّل و انتخاب شیوه مناسب نباید به جنگ اخبار و احادیث ساختگی یا قدمگاه ها و زیارتگاهای مجعول بی اصل  یا دعا نویس  های دروغی و دهها خرافۀ دیگر قیام کرد.

 

بلکه نخست باید اشخاص بصیر و خبره،خرافه را از غیر خرافه تشخیص دهندو به زعم و تصّور صرف کار نکنند.

 

دوّم آنکه باید نوع خرافه و درجۀ علاقۀ عامّه را بدان بشناسندو اگر  خرافات مورد توجّه و اعتقاد مردم است مانند خرافاتی که رنگ دینی دارند باید در اصلاح آن راه حزم و احتیاط پیش گیرند و شیوه های حکیمانه تری مانند گام به گام و تدریجی ،القاء غیر مستقیم و مقایسه ای و...را انتخاب نمایند.

 

سوّم آنکه بیشتر از رد خرافات باید عقاید صحیح به مردم یاد داد زیرا اگر یک خرافه از فکر انسانی ناآگاه  به در رود به خرافه دیگر خواهد گروید. که همه اینها را باید با بیان صحیح و دلیل عقلی و ذکر حقایق و با رعایت شرایط ادب به مردم تلقین نمودو در تلقین،روحّیات طرف مقابل را در نظر گرفت و سخن را استادانه گفت. (34)

 

باشد که در عمل به این پیام الهی کوشا باشیم. "ای مومنین،شراب و قمار و بتها و چوبه های قرعه و فال ،پلید و عمل شیطانی اند پس از آنها دوری کنید،باشد که رستگار شوید. (35)

منابع:

1- علی اکبر دهخدا ، لغت نامه ، تهران سازمان لغت نامه ، 1258 – 1334 هجری شمسی ، ج 20، ص 387

2- حسن عمید ، لغت نامه ، تهران ، امیر کبیر ، 1379 ، ج1، ص 843

3-"خرافه" مردی جن زده از قبیله عذره/ خرافات از ارسطو تا جوامع مدرن

4- احمد بن حنبل، مسند احمد ۱۵۷/۶

5-ولتر،فرهنگ فلسفی،به نقل:روان شناسی خرافات،ص60

6-گوستاو جاهودا،روانشناسی خرافات،مترجم:محمد تقی براهنی،سال1371،چاپ اول1363،نشر البرز

7-شایست ناشایست ص 156،کتایون مزداپور،ناشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چ2 ،1390

8-.(تفسير نور، ج‏10، ص: 425-424

9- خرافات چیست ، ترجمه رضوان صدقی نژاد ، کردستان نشر گلمهر ، 1383 ، ص 6

10- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص 6

11- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص17

12- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص60

13- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص62

14- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص101

15- فرهنگ خرافات اگسفورد ، ترجمه ابراهیم محمد بیگی ، انتشارات عبید زاکانی ، مرداد 72، ص74

16-هدایت،صادق،فرهنگ عامیانه مردم ایران،تهران،نشرچشمه،1378،22

17- گوستاو جاهودا،روانشناسی خرافات،مترجم:محمد تقی براهنی،ص67

18- گوستاو جاهودا،روانشناسی خرافات،مترجم:محمد تقی براهنی،ص4

19-هدایت،صادق،1312،17

20- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص 46

21- حمیده سعیدی ، وضعیت خرافات و موهومات در استان خراسان ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، اسفند 79 ، ص17

22- محمد حسین طباطبائی ، تفسیر المیزان ، ج1، ترجمه ناصر مکارم شیرازی ، بنیاد علمی و فکر علامه طباطبائی ، تابستان64

23- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص44

24-گزارش ایرنا از مرکز خبر حوزه، 3دی 88

25- آیه 78 سوره بقره

26- علی اکبر قرشی ، « تفسیر احسن الحدیث ، ج1، تهران ، بنیاد بعثت ، 1377 ، ص39

27- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص76تا87

28- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص46

29- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص16

30- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص18

31- گوستاو جاهودا،روانشناسی خرافات،مترجم:محمد تقی براهنی،ص155

32- گوستاو جاهودا،روانشناسی خرافات،مترجم:محمد تقی براهنی،ص156

33- محمد حسین پاکدامن ، جامعه در  قبال خرافات ، مشهد ، انتشارات مرندیز ، چ- اول ، 1378 ، ص17-18

34-سه سخنرانی از رضا شفق ص79

35-آیه 9 سوره مائده

 

تهیه کننده:سید عابد توفیقیان(کارشناس ارشد آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت)

انتهای پیام/

نظرات کاربران

آخرین عناوین